نظر بازی مکن با من که می ترسم ز ِ چشمانت (ابوالقاسم الوندی)
نظر بازی مکن با من که می ترسم ز ِ چشمانت
مرا دیوانه می خواهی بیفتم روی ِ دامانت ؟!
نگاه ِ شوقت عشقم را چنان از دل بر انگیزد
تو گوئی سِحر دارد یا که جادو تار ِ مژگانت
گهی لب می گزی و می گزی اعماق ِ چشمانم
برون افتد سپس از پرده مروارید ِ دندانت
سرازیرم مکن از ناودان ِ گونه ات این سان
که شرمی گونه ات دارد که می خیزد ز ِ ایمانت