ای سحاب تیره بر این شب بِبار (ابوالقاسم الوندی)
دوست دارم شب بماند تا سکوت
سایه اش افتد به بام ِ روزگار
گم بگردد این جهان در تیرگی
آفتاب هرگز نگردد آشکار
تا نخیزد ناله از هر سوی ِ دهر
تا نبینم جور را در هر کنار
چادری بفکن تو ای شب بر زمین
تیره کن صحرا و دشت و کوهسار
شهر ِ جور است و مقام ِ ظلم دهر
ده سِتانی کدخدایَش بس شرار
ای سکوت از من مَکَن دل نیم شب
تیرگی می خواهمت بس استوار
تا بشویی گرد غم از این زمین
ای سحاب تیره بر این شب بِبار
+ نوشته شده در جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 10:19 توسط ابوالقاسم الوندی
|