خرِ لنگ (طلوع)
مانده در گِل این خرِ ما ، بار و پالان نیز هم
کی رسد تا مقصد این خر، لنگ لنگان نیز هم !
چون رها گشته است سر دفتربه حال خود دریغ
هم خودش بی یار و هم اسنادِ دیوان نیز هم
برده اند از دفتر اسناد هرنوعی سند با حیلتی
عنقریب از ما بدزدند رسم و عنوان نیزهم
پاره کردند عهدها را ، نقض کردند هر قرار
تا نیاید در حساب سوگند و اتیان نیز هم
قحط سالی کآمده از هرسند ریز ودرشت
در افق بهرش نباشد هیچ پایان نیز هم
لانه یاران کرده اند در قرب هم با حیلتی
تا بدزدند هر سند با چنگ و دندان نیز هم
این که می گویند دلها می برد محضر زما
غافلانند، بی خبر از رنج دوران نیز هم
کس نماند در شهر ایمن از صدای طبل ما
کو نوازد کوس رسوائی و بهتان نیز هم
چون که خر را می برند با بار در شهر ودیار
بنده هم بردم ز حافظ سبک دیوان نیز هم