حالی به حالی !!!




گذشت عید و شده هر جیب خالی
نبینی  چیزِ  دیگر  این  حوالی

زِ  کف رفت پسته و آجیل و فندق
نمانده در فریزر پرتقالی

چنان مفلوک گشته مَش غضنفر
که ششلول می کشد بر یک ریالی

مغول آمد تو گوئی بس که مهمان
ذخائر شد فنا تا چند سالی

برنج و قرمه خوردند قیمه و آش  
کشیدند سینه مرغ و جوجه بالی

گرفتند سکه   عیدی یا تراول
چپاندند ناگهان در جیبِ عالی

الهی گفته اند صد عید  آید
چونان امسال نوروزی توالی

که گردد مفت و ارزان زندگانی
کنند تا مفتخورها  عشق و حالی

بگردد دم به دم تحویل و نوروز
چه رسم است منتظر مانند سالی!!!

کنون نوروز رفت و این غضنفر
زِ  خود پیوسته می پرسد سئوالی

از این تاراجِ قوم وخویش و یاران
ندارم من، به جانِ خود،  ملالی

گرفته پیش قرض از عایدی سخت
فقط من ماندم و  این وضعِ مالی  
 
چونان ، چون تپه هایِ دشتِ گروس
که باز است هر طرف گودال و چالی  

چگونه پر کنم اقساطِ این ماه
نگیرد اعتبارم     تا   خلالی

شکم ها پرشدند نوروز و بنده
شدم در انتها حالی به حالی !!


ابوالقاسم الوندی ،1394/1/10

حزنِ شیرین!!

 

شورِ شعری می زند نِشتَر
و قلبم
تکه، تکه
پاره ،پاره
هر طرف افتاده بیجان
جرحِ ژرفِ خاطراتم
باردیگر باز میگردد !!

غمی شیرین
غباری دلکش همراهش
رهی پیموده ام دشوار
ره آوردش
غم و شادی
به یادش لحظه می سازم
به یادش شعر میخوانم
به یادش دل غمین و شادمانم گاه

نمی دانم
که این شورش
چرا در تکه هایِ قلبِ من
ساکن نمی گردد
و میجوشد
چو رودی سوی دریایی
و میروید به سانِ خارسنگی بر سرِ یک صخره یِ محکم
وجانم می دهد ازنو

تو را می بینم ای غایب
به کُنجِ لحظه هایِ تلخ و غمگینم
حضورت می نهد هرتکه از دل را
به جایِ خویش
و یادت می دمَد در آن
و این آن حزنِ شیرین است
که از یاد تو می خیزد .................

ابوالقاسم الوندی

دیوارِ تنهایی!!

 

 

تو یک عکسی!!
که می مانی
کنارِ کهنه قابِ خاطراتِ من
نگاهت می کنم گاهی
بدانم تا که پوشالی نبوده روزهایِ رفته ام از پیش
و امیدم
فقط تصویرِ زیبایَت
که شورِ عشق دارد با خود و عطرِ رهائی در نفس هایم
فقط یک صفحه دارد
قلبِ تنهایم
که با آن عکسِ دل آویز تزیین است
و می دانم که می ماند
مگر روزی که ویران گردد این دیوارِ تنهائی
واُفتد بر زمین
عکسَت
همان روزی
که نبضم باز می ماند
نگاهت می کنم یک بارِ دیگر
آخرین گل را
که لبخندی دل انگیز از لبانت هست
می چینم
و می میرم .................

ابوالقاسم الوندی