گلستانِ محضر
من شنیدم بعدِ این محضر گلستان می شود!!
عایدی خالص به دخلِ ما دوچندان می شود !
ثبتِ آنی نرم و راحت، راحتِ الحلقومِ یزد
وقتِ بلعیدن بسی شیرین و آسان می شود
میشود نرخِ خراجِ محضرت آنگونه کم
دَینِ دارائی تهاتر یا که میزان می شود
دفترِ جاریِ محضر می رود فردا کنار
رتق و فتق دفتری ، فوری ، شتابان می شود
می شود تعطیل محضر هفته ها هر (شنبه پنج)
مهلتِ گشت وگذارِ دشت ودامان می شود
من شنیدم میشود تقسیم اسناد از اساس
سهمِ هر دفتر به عدل و قسط و سامان می شود
گشته اند لاغر شنیدم فربهانِ محضری
لاغری در صنفِ دفترخانه پنهان می شود
بیمه ی سردفتری آنگونه مقبول است و نیک
چون که بر دردت نهی از غیب درمان می شود
گشته مزدت وقت پیری بس که هنگفت و گزاف
از رفاه و امن لب هایِ تو خندان می شود
من شنیدم چیزها خیلی ولی باور نکن
وعده هائی می دهند و بعد نسیان می شود !!
بس که دشوار آمده سرفتری در باورم
چون که نامش می بری قلبم هراسان می شود!!
ابوالقاسم الوندی