منم و دلم و تنهائی
در همهمه ی دنیایِ شلوغ
آنجا که فاصله ات تا هرکسی
به نزدیکیِ یک کلیک
به سهولتِ یک اشاره ست

منم و دلم تنهائی
منم و دلشوره های بی امانِ رسوائی
کلافِ پیچیده ی زندگی
که سرِ نخش در اضظرابِ کشنده ای
گم شده است

به دنبالش
غارهایِ تیره یِ تو در تویِ ذهنم
را گشتم
و گشتم
و افسوس که خود هم
در این میان
گم شدم

ای کاش
دلم تهی بود
و ذهنم خالی
و کسی تمامِ خاطراتم را پاک می کرد
ودلشوره هایم را علاج

گذشته
زخم است
و اینده
دلشوره

حالم
شور آینده است
که بر زخم های گذشته
می پاشند

منم و این دردِ دمادم
منم و دلم وتنهائی!!

ابوالقاسم الوندی