سفر رَو تا بدانی چیست دنیا ؟!
سفر رَو تا بدانی چیست دنیا ؟!
بببنی هر طرف را زیر و بالا!
بببنی هر طرف را زیر و بالا!
هوایَت تازه گردد شاد گردی
زِ بندِ غصه ها آزاد گردی
بگردد دانشَت افزون به هر راه
شَوی پس ساکنِ یک کوی هرگاه
زِ سرما و زِ گرما ، تلخ وشیرین
ببینی عهدِ نو یا عهدِ دیرین
گهی رخت افکنی در کوه و صحرا
گهی آبی زنی بر تن به دریا
ببینی بس عجایب نزدِ آفاق
گهی سهل آیدَت دنیا ، گهی شاق
خوری هر دم غذائی و طعامی
زِ مهرویان عالم ، جرعه ، جامی
در آویزد به خوبان تا نگاهت
بینند ماهرویان رویِ ماهت
نگردد مَه اگر گِردِ زمینی
نبیند رویَت و رویَش نبینی
بِگرد اطرافِ عالم همچو مهتاب
نباشد زندگی تنها خور وخواب
نشستن کُنجِ عزلت تا به کی یار !؟
ببند آن کوله را و توشه بردار
دمادم در سفر عمرت در انداز
نگردد چون که این مهلت زِ نو باز
ابوالقاسم الوندی
+ نوشته شده در شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۳ ساعت 21:24 توسط ابوالقاسم الوندی
|