چکامه سردفتری (طلوع)
می نویسم از دل ، می سرایم از عمقِ جان ، تو بیا شعری بخوان
برای" سینا ترابی "
به یادت بحرِ اطلس در عزا شد
چه امواجِ خروشانی به پاشد!
دلِ غمدیدگان در هجرِ تو سوخت
چو باران اشکِ خونینی رها شد
ندارد مامِ گیتی باور این غم
که فرزندش چنین از وی جدا شد
افق در شرقِ آن خاکِ دل انگیز
غروب آفتابی چون بلا شد
به ساحل منگرید امروز و جنگل
که دریا با سیاهی آشنا شد
به جای آن جوانِ نیک و رعنا
غریبی همدم و همراه ما شد
"ترابی " رفتی اما بنگر این سو
که بعد از رفتنت دنیا چه ها شد
خدایا در شگفت ماندیم وحیران
که تقدیرت چرا اینجا روا شد؟!!
متاعی را ندادی، بردی آن دُرّ
تمامِ زندگی یکسر بها شد
ازآن سو رنجِ هجران، حزنِ غربت
از این سویَش جهان ماتم سرا شد
+
نوشته شده در سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۲ ساعت 18:51 توسط ابوالقاسم الوندی |
***************
نقل اشعار وبلاگ با ذکر ماخذ موجب امتنان است .
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
تیر ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
آرشيو
BLOGFA.COM