چکامه سردفتری (طلوع)
می نویسم از دل ، می سرایم از عمقِ جان ، تو بیا شعری بخوان
با سرعتِ نور و با سفینه یِ خیال ! (ابوالقاسم الوندی)
بارها و بارها در آرزویِ تو
از زمین تا اوجِ کهکشان رفته ام
با سرعتِ نور و با سفینه یِ خیال
آنسوی تر از خورشید و آسمان رفته ام
آنجا که در خلاء ِ خیالِ تو هیچ شدم
من بودم و توبودی وانبوهِ اختران
در زیرِ پای ما ابرهایی از خاطره بود
هزار رنگِ زندگی بود و هزار رنگین کمان
با تو زندگی در آسمانَم خاطره شد
حسرتی شد و به دلم جاودانه ماند
تا آمدم حس کنم همجواریِ تو
فراق آمد و نشست و غمگنانه ماند
تو نیستی ونبودِ تو اندک اندک
از آسمانم می فکند به حضیضِ زمین
چشم که می گشایم رفته ای زِ پیشِ من
نگنجد به باورم سقوطی چنین
+
نوشته شده در شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 22:44 توسط ابوالقاسم الوندی |
***************
نقل اشعار وبلاگ با ذکر ماخذ موجب امتنان است .
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
تیر ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
آرشيو
BLOGFA.COM