آرزو دارم که برگردم به پیش (ابوالقاسم الوندی)
آرزو دارم که برگردم به پیش
بازگردد عصرِ خوبِ کودکی
در میان کوچه هایِ شهرِخود
گام بردارم سبک بال اندکی
فارغ از رنجِ زمانه ، قیل و قال
درسکوتِ عطر خیزِ کوچه باغ
میوه یِ نارس بچینم از درخت
از گل و از غنچه ها گیرم سراغ
از تهِ دل سر دهم آوازِ شوق
خیز بردارم میانِ کوه و دشت
با فراغِ دوره هایِ کودکی
از تن و جانم بخیزد این پَلَشت
من بزرگی را نمی خواهم خدا
کودکم کن کودکی فارغ زِ رنج
فارغ از این اضطرابِ مرگ خیز
جای پنجاه ام ببر تا سالِ پنج
کودکم کن تا سبکبالی کنم
در میانِ دوستان حالی کنم
کینه ها دارم از این چرخِ فلک
عقده هایِ خویش را خالی کنم !
بازگردد عصرِ خوبِ کودکی
در میان کوچه هایِ شهرِخود
گام بردارم سبک بال اندکی
فارغ از رنجِ زمانه ، قیل و قال
درسکوتِ عطر خیزِ کوچه باغ
میوه یِ نارس بچینم از درخت
از گل و از غنچه ها گیرم سراغ
از تهِ دل سر دهم آوازِ شوق
خیز بردارم میانِ کوه و دشت
با فراغِ دوره هایِ کودکی
از تن و جانم بخیزد این پَلَشت
من بزرگی را نمی خواهم خدا
کودکم کن کودکی فارغ زِ رنج
فارغ از این اضطرابِ مرگ خیز
جای پنجاه ام ببر تا سالِ پنج
کودکم کن تا سبکبالی کنم
در میانِ دوستان حالی کنم
کینه ها دارم از این چرخِ فلک
عقده هایِ خویش را خالی کنم !
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 21:54 توسط ابوالقاسم الوندی
|