مرا با عشق و شوقی بیش خواندی (ابوالقاسم الوندی)
مرا با عشق و شوقی بیش خواندی
به قلبم بذرِ مهرِ خویش راندی
بنازم ای عزیز آن لحن و صوتَت
که گفتی اسمَم و در نیمه ماندی
دلم پر زد ولی تا آسمانت
به مهرت حزن را از من پراندی
بگشتم منظر بینم تو از نو
تو اما منتظر بهرم نماندی
کجائی دلبرم امشب کجائی ؟
که اشک از دیده چون سیلی فشاندی
نیرزد بعدِ تو دنیا پشیزی
مرا از عالمِ خاکی رماندی
+ نوشته شده در سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 23:0 توسط ابوالقاسم الوندی
|