نمی بینم تو را ای ماه دیگر !(ابوالقاسم الوندی)
نمی بینم تو را ای ماه دیگر
که افتادی به خاک از اوج و از بَر
ندیدم چون تو مهتابی درخشان
چه احسن بودی ای والایِ مهتر
محبت در نفس هایت روان بود
مجسم دیدگانت همچو کوثر
ندارم باور این هجرانِ اعظم
نیاید یادِ تو در خاطر آخر
گمانم دیدگانم در عزایَت
نشیند سوگ و گردد تا ابد تر
+ نوشته شده در سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 22:45 توسط ابوالقاسم الوندی
|