گفته بودی در جهان با عدل و داد

می نهی هرچیز و هرکَس جای ِ  خود

هر کِه  را آن می دهی او را  سزاست

لایق است بر جامه ی ِ زیبای ِ   خود

بگلسلد از هم  نباشد گر به نظم 

ذره ای یا یک اتم بر پای ِ  خود

در شگفتم نیست دنیا  هیچ کَس

در مقام  و  درخور ِ دنیای ِ خود

از چه می پاشد جهان با یک اتم

گر نگردد زیر ِخود،  بالای ِ خود

می رود  اما به هر سو ، هر طرف

آنکه ننهادی ورا بر جای ِ خود

نیستم  در  جایگاه و بر مقام

تا ببینم در افق فردای ِ خود

محو ِ این دنیا نمودی بنده ات

غرق  کردی سخت  در  دریای ِ خود

من  که کمتر نیستم از یک اتم

جای خود می خواهم و ماوای ِ خود