من آن برگم که روزی سبز بودم (ابوالقاسم الوندی)
من آن برگم که روزی سبز بودم
درختی خانه ام بود و سرایمدر آغوشم گلی زیبا غنوده
بسی شاخ وتن و بار آشنایم
زبالا سرفرازی روزگارم
زمین فرما ن بری در زیر پایم
بهاری بود و بس گل در جوارم
چو زمزم آب جاری از برایم
کنون افتاده ام بر خاک پائیز
به دردی مبتلا و آشنایم
خزان سیلی چه زد جانانه بر من
که نومید از دوا و از شفایم
کجا بودم ؟ در آن بستان زیبا
ببین تقدیرم و اکنون کجایم !!
+ نوشته شده در یکشنبه ۹ مهر ۱۳۹۱ ساعت 20:18 توسط ابوالقاسم الوندی
|