من این ایران ِ زیبا را  ،به یک دنیا نمی بخشم

من این خاک ِ اوستا را  ، بهشت ِ شرق ِ وسطا را

  به زرق و برق ِ غرب و مشرق ِ دنیا  نمی بخشم

کیان ِ شاه ِ جمشید وسرای ِ نادر و کورش

به لندن یا که پاریس و به هند و تربت ِ بودا نمی بخشم

من این تفتیده ی لوت و من این شورابه صحرا را

به بستان ِ  اروپا و به جنگل های ِ پاناما نمی بخشم

من البرز و دماوندش ، من الوند ِ فریبا را

به کوه هایِ فلک افراز در هرجا نمی بخشم

زمین و آسمانش را ، لطافت را ، صفایَش را

به آتن یا که پاریس و رم و سینا نمی بخشم

خیابانهای ِ شهرِ ری و تهران و شمیران را

به بغداد و به صنعا و دوبی یکجا نمی بخشم

من این کاشانه و  این ملکِ  کورش را

به چین و ژاپن و هنگ کنک در آن سوی ِ دریاها  نمی بخشم

من این عشقی که مواج است چون رودی به کنه ِ  قلب ِ ایرانی

به اقیانوسی  از علم  و تمدن بسته بر ابزار و بر کالا نمی بخشم

من ایران را  نه با هر نقطه از این ارض ِ رنگارنگ

که با سیاره ها واختران در عالم بالا نمی بخشم