شعر واژه نیست !
شعر جمله نیست!
شعر آهنگ موزون نیست!
شعر قافیه و ردیف و وزن نیست !
در شعر همه اینها هست ولی شعر اینها نیست !
شعر درکِ عمیقی از زندگی است
من در پشتِ واژه واژه گانِ کلامت
این درکِ شگرف از هستی را دیده ام
و می دانم
تو روزی شعر خواهی گفت !
شعری که در او دنیائی از احساس نهفته باشد
شعری که حس زنانه ای در پَس پرده هایِ بلندِ او خفته باشد
شعری که خاطرم برای حرف حرف هر واژه اش آشفته باشد
تو شعر می سرائی
مثلِ فروغ
بایک دنیا مفهوم
با یک دریا احساس
و مرا در این دنیا گم خواهی کرد
ومرا در این دریا غرق خواهی کرد
من این شعر زنانه ات را دوست دارم
که در او حسی است غریب
و مرا
همچو یک مسافرِ خسته
كه گرد وغبار ره بر جسم و جانش نشسته
در نهانخانه ی رويائيِ دلت
مهمان خواهد کرد