چکامه سردفتری (طلوع)
می نویسم از دل ، می سرایم از عمقِ جان ، تو بیا شعری بخوان
ایران میهنم - طلوع
گرچه از رُخ می چکد اشکش به دامان میهنم
می برد دل را به دریا سهل و آسان میهنم
می تپد قلبش شتابان می زند نبضش چه تند!
خون و اشک از هر دوچشمش مثلِ باران میهنم
گشت خورشیدش فروزان صبح از البرز کوه
از خلیج فارس امواجش چو طوفان میهنم
داغ و تب آلوده شد دشت نمک صحرای لوت
هر طرف خاکِ عزیزش گنجِ پنهان میهنم
دل غمینند از چه زنجان و مرند و شوش وری
از یمین و از یسارش اشکباران میهنم
شعر حافظ نیست آهنگ از چه در شیراز وفارس !؟
سیلِ زائر نیست راهی در خراسان میهنم ؟!
با دلیری تا فرازیدند سر ابناء وفرزندان او
دشمنش در بیم و وحشت شدهراسان میهنم
گرچه دارد یک جهانی قصدِ جنگش، عزمِ حصر
در تب و تاب است و جوشان و خرامان میهنم
بغض دارد در گلو القصه بسیار این عزیز
غصه دارد هم دلش ، هم قصه پنهان میهنم
نام ایران باد جاوید و سرافراز و سترگ
بوسه بر هر ذره خاکش مُلکِ ایران میهنم
چشم من بر آسمانش باز شد در روزِ زاد
میزبانم شد رسد تا عمر پایان میهنم
+
نوشته شده در جمعه ۲۸ بهمن ۱۳۹۰ ساعت 1:51 توسط ابوالقاسم الوندی |
***************
نقل اشعار وبلاگ با ذکر ماخذ موجب امتنان است .
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
تیر ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
آرشيو
BLOGFA.COM