نرخِ سکه و تعرفه دفترخانه
سکه شد بازارتان ای قومِ دفترخانه ها
از شراب ناب اکنون پر کنید پیمانه ها
رفت اما چند روزی از طلا بودن فقط
می زند اکنون تورم بر سرِ ما شانه ها
پرکشیدورفت بالاسکه همچون مرغ وحشی
تا که دید او جمع ما را بر درِ میخانه ها
در نظر بودم که دخلی پر شود از سکه ها
ماند لیکن چشم من در حسرتِ یکدانه ها
می شوم مجنون ز نو مانند پیش از تعرفه
یک نفس باقی است تنها تا شبِ دیوانه ها
باده پیش آرید تا مستم کند روزِ الست
بستِ تریاقی که از جا برکند دندانه ها
گرچه آگاهی بیامد در سرِ هر انس و جن
قصد هشیاری ندارد صنف ما مستانه ها
حرفِ ما شد باد و گم شد در هوایِ دیگران
ما فنا گشتیم و آمد دوره ی دردانه ها
حکم می خواهم زتو ای مهتر و بالانشین
در خلاصی دنده را بگذار سویِ خانه ها
شد قفس از بهر ما هم دفتر و هم خانه اش
در گشائیدش که پر گیریم سویِ لانه ها